حسین منزوی همزاد پاییز است
هم شناسنامه باطل شده اش گواه این مدعاست و هم صدای خش خش برگ های زرد از لا به لای اشعارش منزوی اولین سرخط های شعر و عشق را از پدرش آموخت؛ پدری ادیب و معلم برای او نعمتی بود، آن هم در زمانه ای که تعداد زیاد بی سوادان منجر به تشکیل سازمان تعلیمات اکابر شده بود. از نگاه حسین، پدر عاشق پیشه بود و ادیب: پدرم معلم بود و نه فقط بلد بود اسم خودش را بنویسد، بلد بود شعر هم بنویسد و بلد بود اسم عشق هم بنویسد».
سال 1344 در رشته زبان و ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شد. همان روزهای اول با علی اشرف درویشیان و جعفر کوش آبادی طرح دوستی ریخت و در انجمن های ادبی تهران حضور پیدا کرد. اولین دیدارش با مهرداد اوستا هم در یکی از همین انجمن ها بوده: مهر 44 غروب سه شنبه ای بود و راه افتادیم به سمت انجمن ادبی ایران. آن انجمن زیر نظر وزارت ارشاد بود. استاد ناصح بالای مجلس می نشستند و باید شعرها را بیت بیت با مکث می خواندی و ایشان تصحیح می کردند.نوبت به من رسید، شعرم را بی وقفه خواندم و طبعا ایشان هم ناراحت شدند و نظری راجع به آن ندادند. مراسم که تمام شد در کوچه، دستی بازوی من را گرفت که معلوم بود دست یک آدم ظریف و کم توان است. گفت آقای منزوی من مهرداد اوستا هستم؛ شعرت خوب بود از همه شعرهایی که اینجا خوانده شد بهتر بود. توجهی به این حرف ها نکن. کار خودت را بکن».

یک سال بعد منزوی تصمیم می گیرد دنبال چیزی که پدرش درباره چاپ شعرش گفته بود، برود. یکی دو بار به دفتر مجله می رود و تعدادی از شعرهایش را به فریدون مشیری که مسوول صفحه شعر روشنفکر» بود، می دهد. هفته بعد، از بین همه شعرها تنها یک رباعی از او در صفحه شعر مجله روشنفکر چاپ می شود.
بعدها فریدون مشیری درباره انتخاب آن شعر به منزوی می گوید راستش من باور نمی کردم که شعرها مال خودت باشد؛ برای اینکه نگاه به شعرها کردم، دیدم شعرهای خیلی خوب است و تقریبا می شود گفت شعرهای بی نقص یا کم نقصی است با آن وزن باز، خیلی مسلط، زبان خیلی شسته رفته؛ فکر کردم این شعرها را تو ممکن است. حالا مال دیگری باشد.بعد گفتم که خب حالا این بچه این همه شعر آورده، دو بار ، سه بار هم آمده اینجا، رویم نمی شد چیزی چاپ نکنم، گفتم یک دوبیتی چاپ می کنم، ضمنا هم خدای ناکرده اگر مال دیگری باشد، با یک دوبیتی سر و صدایش زیاد بلند نمی شود».
هم ,شعر ,منزوی ,شعرها ,انجمن ,چاپ ,بود و ,بلد بود ,بود از ,مهرداد اوستا ,شعرها را


درباره این سایت